حسين مير حيدر

13

معارف گياهى ( فارسى )

بغل و كنج ران را رفع مىنمايد . خوردن بادنجان به تنهايى ممكن است درد پهلو ، زهار ، و بواسير و درد چشم سوداوى ايجاد كند به همين علت معمولا آن را با گوشت و روغن و گاهى با سركه طبخ و مىخورند . آب سياهى كه قبل از طبخ در موقع خيسانيدن از بادنجان بريده شده ، خارج مىشود براى رفع و خشك كردن عرق دست و پا مفيد است و اگر دست و پا را چند بار با آن آب بشويند عرق به كلى زايل مىشود . اگر بادنجان را بسوزانند و خاكستر آن را با سركه خمير نمايند و به زگيل بمالند زگيل كنده مىشود . و اگر بادنجان را زير آتش بگذارند تا نيم‌پخته شود و سپس آن را بيرون آورده و با فشار آب بگيرند و 75 - 50 گرم از آب آن را با 30 - 25 گرم شكر قهوه‌اى مخلوط كرده بياشامند براى تسكين درد استخوان شكسته و ضرب‌خورده مفيد و جانشين موميايى است . از بادنجان در برخى مناطق افريقا به عنوان ضد تشنج استفاده مىشود . موشهاى آزمايشگاهى كه تحت رژيم داروهاى تشنج‌زا قرار داده شده در مواردى كه در عين حال در رژيم غذايى آنها عصارهء بادنجان نيز وارد شده است خيلى كمتر تشنج داشته‌اند . در بادنجان تركيبات شيميايى به نام Scopoletin و Scoparone وجود دارد كه ظاهرا تشنج را متوقف مىكند به اين دليل بيمارى صرع و ساير ناراحتىهايى كه تشنجزا هستند بادنجان تجويز مىشود . پيماز گونه ديگرى از بادنجان كه نام علمى آن - Solanum Xanthocapum Schrad . Wendl . و مترادف آن S . diffusum Roxb . است . مخصوص مناطق حاره است ميوه‌اش خوراكى نيست و فقط از نظر خواص طبى مورد توجه مىباشد . در بلوچستان ايران مىرويد و نام محلى آن در بلوچستان « پيماز » است و در جلالوان كه با اين نام شناخته مىشود از جوشانده برگهاى آن با شستن و كمپرس براى كاهش تب بچه‌ها استفاده مىشود . اين گياه كه بلندى ساقه آن تا يك متر مىرسد و خاردار است برگهاى آن خاردار به رنگ سبز براق و بيضى يا تخم‌مرغى . گلهاى آن آبى و ميوه‌هاى آن ريز و كوچكتر از زيتون است .